تبليغاتX
آب بابا داد
تجربه های نوشتن
 

اول جواب چند سوال را بدهیم:

 

وقتی که من به اتاقی وارد می شوم که یک نفر بر روی صندلی چرخ دار نشسته است فکر می کنم که او .........

جامعه به من یاد داده است که ناتوانان جسمی به طور کلی .........

اگر فردی به من بگوید که ایدز دارد من فکر می کنم که .........

وقتی یک زن تنها را با گروهی از مردان می بینم فکر می کنم که .........

جامعه به من یاد داده است که سپاهپوستان به طور کلی .........

جامعه به من یاد داده است که احساس کنم سفید پوستان به طور کلی .........

وقتی یک مرد سیاه پوست را با یک زن سفید پوست می بینم که رابطه دارند فکر می کنم .........

وقتی یک مرد سفید پوست را با یک زن سیاه پوست می بینم که رابطه دارند فکر می کنم .........

جامعه به من یاد داده که مردم بومی به طور کلی .........

جامعه به من یاد داده که آسیایی ها به طور کلی .........

جامعه به من یاد داده است که عرب ها به طور کلی .........

جامعه به من یاد داده است که مذاهب شرقی به طور کلی .........

جامعه به من یاد داده است که مسلمانان به طور کلی .........

اگر فرزندم بگوید که دوست پسر/دختر جدید من یک یهودی است، فکر می کنم که .........

وقتی من به حرف های شخصی که زبان من را بلد نیست و یا لحجه بسیار بدی دارد، گوش میدهم، فکر می کنم که .........

اگر من در اتاقی باشم که زبان هیچ کس را نفهمم، احساس می کنم که .........

من فکر می کنم که مردمی که از شهرهای بزرگ می آیند به طور کلی .........

من فکر می کنم مردمی که از شهرهای کوچک و یا روستا می آیند به طور کلی .........

اگر من بگویم که فردی خیلی فقیر است، فکر می کنم .........

جامعه به من یاد داده است که زن ها به طور کلی .........

جامعه به من یاد داده است که مردها به طور کلی .........

من فکر می کنم زنانی که از مردان درخواست ازدواج می کنند به طور کلی .........

اگر یک فرد کور بخواهد رابطه ای را با من شروع کند فکر می کنم که .........

جامعه به من یاد داده است که دگرجنسگرایان به طور کلی .........

اگر یکی از دوستان نزدیکم به من بگوید که عاشق یکی از همجنس های خود شده است، فکر می کنم که .........

اگر یکی از دوستان نزدیکم (همجنس خودم) بگوید که عاشق من شده است، من .........

اگر فکر کنم که نسبت به همجنس های خودم کششی دارم پس من .........

جامعه به من یاد داده است که همجنسگرایان به طور کلی .........

جامعه به من یاد داده است که لزبین ها به طور کلی .........

اگر من یک زوج همجنس را با فرزندشان ببینم فکر می کنم .........

 

 

 

حالا

 

جامعه چه نقشی در تصمیم گیری و نگاه ما ایفا می کند؟

 

*  شنبه 1386/05/27 ساعت  11:41   | 

 

دستش را می گیرم و می روم تا آخر داستان پسرکی که دستش را ول کرده و دم دم مرگ بهانه مادر گرفتن به یادش آمده بود. بر می گردم و سر کیفش را که گرفته ام باز می کنم  سیب قرمزی که داخلش برایم گذاشته است را گاز می زنم و از دیدن خون لثه هایم که بر سیب مانده می ترسم.

دلم برای گرفتن سر کیفش تنگ شده

 

*  شنبه 1386/05/27 ساعت  11:26   | 

 

خورشید گران شد

ماهی تُنگ صیادی را صدا کرد که با او به کوهستان کلیمانجارو برود و آب سراب پُشتش را به نیت شفاعت جرعه جرعه ای کند شاید مرغ همسایه دست از شیون بردارد.

ماه احتکار شد.

 

*  شنبه 1386/05/27 ساعت  11:17   | 

 

هیچ مدل مو یا لباسی در هیچ کجای دنیا برای همجنسگرایان وجود ندارد و نمی توان با تکیه بر یک عکس یا یک مجله آن مدل ها را نشان همجنسگرایان دانست.

 

 

مقامات دولت جمهوری اسلامی ایران معمولا ترجیح می دادند که در ارتباط با مسائل جنسی و به ویژه همجنسگرایی در سخنرانی های خود اشاره ای نکنند. اما در دو سال گذشته  بر خلاف معمول چندین بار با این عبارات مواجه شده ایم که مفصل ترین آن همین چند روز پیش به بهانه ی طرح امنیت اجتماعی مطرح شد:

 

ژانویه 2006

پیام رهبری به مناسبت حج (1)

حضرت آيت الله خامنه‌اي رهبر معظم انقلاب اسلامي روز دوشنبه به مناسبت كنگره عظيم حج پيامي خطاب به مسلمانان جهان صادر كردند

... ارزشهاي غربي كه دركشورهاي آنان به فروپاشي اخلاقي و رواج شهوتراني و خشنونت و قانوني كردن همجنس بازي و فضاحتهاي ديگري از اين قبيل انجاميده قابل تقليد نيست. اسلام با ارزشهاي والاي خود، برترين منبع رستگاري انسانها است و نخبگان ملتها وظيفه حتمي بازخواني وترويج اين ارزشها را بر دوش دارند. ...

***

28 بهمن 84

خطبه ی آیت الله جنتی دبیر شورای نگهبان در نماز جمعه ی تهران (2)

... ای امریکا ای غرب، دنیا یک روز نیست. فردایتان را هم ببینید. من به شما عرض می کنم تمدن غربی فرهنگ غربی مخصوصا امریکای جنایتکار رو به سقوط جدی پیش می رود. کجا را شما آباد گذاشتید؟! جهات اخلاقی تان آباد است؟! شما نیومدید همجنس بازی را رسمی و قانونی کردید.! تُف بر روی شما. کاری کردید که در دنیا، بشر باید خجالت بکشد و از این بی شرمی و بی حیایی شما پیشانی اش عرق کند. ازدواج پسر با پسر!. (3)

***

13 تیر 86

بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار گروه كثيرى از زنان نخبه‏ در آستانه‏ى سالروز ميلاد حضرت زهراى اطهر  (سلام الله علیها) (4)

... الان مسأله‏ى همجنس‏گرائى در دنياى غرب يكى از ابتلائات است. البته به رو نمى‏آورند؛ اما حقيقت قضيه اين است كه امروز براى انديشمندان و آنها يكى از دردهاى بزرگ و غيرقابل علاج شده است؛ چاره‏اى هم ندارند. آنطور حركت كردن، آنطور ادبياتِ پرده‏درانه و عريان در زمينه‏ى مسائل جنسى و ارتباط زن و مردم را به ميان آوردن، آنطور جنس زن را - يعنى همان بخش زيبا و لطيف و مستور و در پرده‏ى وجود بشر را - براى شغل، براى تبليغات، براى كار، به ميدان كشاندن، از لبخند او، از زيبائى‏هاى او، از جسم او، از چهره‏ى او براى ترويج فلان جنس بى‏ارزش و پست، براى به دست آوردن پول استفاده كردن، اين چيزها را هم دنبال خودش دارد؛ طبيعى است. اين كارها را دنياى غرب كرده، اين كارها را سياستهاى غربى كرده‏اند؛ مربوط به اديان هم نيست، مربوط به مسيحيت و يهوديت هم نيست؛ مربوط به سياستهاى جديدى است كه از حدود صد و پنجاه سال پيش - حالا دقيق نميتوانم عرض كنم - در دنيا رايج شده. ...

***

2 مرداد 86

گفتگو با قاضی سعید مرتضوی (5)

... ما مبنایمان در رابطه با اعمالی که افراد از خودشان ظهور و بروز می دهند قانون است در واقع اصل قانونی بودن جرم و مجازات ها بر رفتار و کردار افراد حاکم است. افراد نسبت به انجام اعمالی ممنوع هستند که در قانون، آن را جرم دانسته باشند و برای آن عمل مجازات مشخصی تعیین شده باشد. اگر که فعل یا عملی در قانون جرم شناخته نشده باشد و مجازاتی نداشته باشد ما حق نداریم افراد را نسبت به آن منع کنیم و افراد را دستگیر و مجازات نماییم. در واقع اگر چنین اقدامی انجام دهیم خلاف قانون و مقررات جاری کشور عمل کرده ایم. در رابطه با مدل مو و لباس بعضی از آقایان ، خب پسر ها و مردها آزاد هستند که مویشان بلند باشد، کوتاه باشد و یا بعضا بتراشند و مو نداشته باشند، ایرادی نیست. منتهی بحثی که اینجا مطرح است در بعضی از کشورهای غربی گروه های فاسدی است مثل هوی متال ها یا گروه های همجنس باز. گروه های فاسدی هستند که در واقع تبلیغ تیم و گروهشان را می کنند و در آن کشور ها اصلا اینگونه فساد ها، همجنس بازی و مسائل خیلی سخیف جرم نیست و در واقع تشکیل باند و گروه و ... ممنوعیتی ندارد. اینها می آیند و در واقع تبلیغ آن گروه و تیم شان را با مارک های خاصی می کنند. مثلا بلوزهایی وارد کشور شده بود و باب شده بود که در پشت آن بلوز ها با خط هایی هم که خیلی خوانا نبود نوشته بود I am object یعنی من یک مرد مفعول هستم(6). خب سردار عزیز و ارجمندمان جناب آقای رادان تعریف کردند که در توچال گزارش دادند که یکی از این جوان ها چنین لباسی پوشیده و برای کوهنوردی آمده است. همین ارشادی ]با حالت ارشاد کردن [ به او تذکر دادند که این جمله معنایش این است. وقتی که این فرد متوجه شده بلوزش را بیرون آورده و گفته اگر من می دانستم که این چیز را نوشته بلوز را تیکه تیکه می کردم. یا برخی از همین همجنس بازان مدل مویشان را یک مدل خیلی ناهنجار و مشمئز کننده و مدلی می زنند که با سایر افراد جامعه فرق داشته باشد و در واقع این مدل مو نشان دهنده این گروه همجنس باز و این گروه فاسد است. مدل های منحرف غربی که در واقع این مدل مارک آن گروه منحرف است مورد برخورد قرار خواهد گرفت. نیروی انتظامی فرد را دعوت می کند و می گوید که بر اساس این عکس و تصویر و این مجله ی خارجی و این مسائل، موی شما مدل افرادی هست که همجنس بازند. این فرد خجالت می کشد و خودش می رود و اصلاح می کند. بعد به آن آرایشگاهی که این مو را زده مراجعه می کنند و اگر دیدند این فرد عالما و عامدا و با آگاهی و سوء نیت چنین گروهی را ترویج می کند خب پلمپ می شود و با او برخورد می کنیم. اما اگر آن فرد هم اظهار بی اطلاعی کرد و معلوم شد سهوی بوده و سوء نیتی نداشته خب با او کاری نداریم و تذکر می دهیم تا دیگر تکرار نکند. بنابراین موی پسرها یا نوع مارک لباس آنها اگر مرتبط با مدل های منحرف غربی باشد یعنی در واقع نشان و مارک گروه های منحرف باشد، قریب به اتفاقشان بعد از دریافت تذکر و آگاهی دیگر استفاده نمی کنند و این برای نیروی انتظامی تعریف شده است. ولی اگر افرادی باشند که بدانند، عالما و عامدا و با آگاهی بخواهند این گروه را ترویج کنند در قانون در خصوص ترویج گروه های منحرف و فاسد  مقررات داریم، قانونگذار اجازه ی برخورد با آن افراد را داده است و ما با آنها برخورد می کنیم.

***

 

 

مرحله ی دوم طرح امنیت اجتماعی از اول مرداد ماه سال 1386 شروع شده است و این بار آقایان نیز به دلیل بدحجابی یا همان عدم پوشش مناسب با شئونات اسلامی و بدلباسی مورد تذکر و ارشاد نیروهای پلیس  ( به عبارت دیگر اخطار) قرار میگیرند. تنها پس از دو روز از اجرای این طرح 90 واحد صنفی پلمپ می شود و 800 خانم بدپوشش به پایگاه های پلیس هدایت شده و پس از اصلاح وضع ظاهری و دریافت مشاوره و سپردن تعهد آزاد می شوند و از آن میان 9 نفر که قبلن تذکر دریافت کرده بودند به مقامات قضایی ارجاع شده اند و در سه روز اول 9000 نفر زیر عنوان "بدلباس" تذکر دریافت کرده اند. (7) دامنه ی این طرح فراگیر تر از مرحله ی اول بوده و حساسیت های خاصی را برانگیخته است. زنان و دختران از پوشیدن مانتوهای تنگ و چسبان و روسری های رولی منع شده اند و پسران به دلیل مدل مو و لباس تذکر دریافت می کنند. گزارش ها حاکی از آن است که ماموران نیروی انتظامی از پسرها می خواهند تا دستانشان را بالا ببرند و اگر شکم و ناف آنها پیدا شد به دلیل کوتاه بودن لباس به آنها تذکر می دهند و این "تذکر دادن" به معنی ثبت اطلاعات و مشخصات آنها درسیستم های کامپیوتر همراه (8) است که چندی پیش نیروهای انتظامی به دلیل این طرح به آن تجهیز شدند. سرتیپ اسماعیل احمدی مقدم فرمانده ی نیروی انتظامی هدف بعدی پلیس را افرادی می داند که فساد را تئوریزه می کنند و اعلام می کند که گروه های منحرف مثل شیطان پرستان، فاسدان، هنجار شکنان و متظاهران به فساد که به نام مقتضیات زمان فساد را اشاعه می دهند، تحت نظر پلیس هستند و با آنها برخورد می شود. (9)

در قسمت دوم گفتگوی سعید مرتضوی  5 بار عبارت همجنس بازی تکرار می شود (10) که این نشان دهنده ی تاکید و هدف قرار دادن این گروه می باشد. قاضی مرتضوی به عنوان داستان دادگاه عمومی و انقلاب و به عنوان شخصی که نه تنها حقوق می داند بلکه صلاحیت تعیین مجازات به استناد مفاد قانونی را نیز کسب کرده است اظهار نظرهایی می کند که از نظر حقوقی و قانونی روشن نیستند. اگر عملی از منظر قانون جرم محسوب نشود، حق منع کردن، دستگیری و مجازات افراد بر مبنای آن وجود ندارد. ایشان چطور و بر چه پایه ای حکم به فساد جمعیتی را می دهند که جرمی مرتکب نشده اند.

همانطور که ملاحظه می شود در سال های اخیر از سوی مقام های دولتی اشاراتی در تقبیح همجنسگرایی شده است. از سوی مقام رهبری و شورای نگهبان همجنسگرایی به شدت رد شده است و آن را به عنوان فساد اخلاقی و مغایر با ارزشهای انسانی معرفی کرده اند. پس از آن یکی از مقامات قوه قضائیه در یک رسانه ی عمومی به اظهار نظر در این باره می پردازد و اخطار می دهد که با این گونه افراد برخورد خواهد شد. همزمان با اظهار نظرهای این مقام قوه قضائیه از طرف نیروی انتظامی نیز مبارزه با عوامل فساد به عنوان طرح های آتی اعلام می شود. چند روز بعد از آن در اخبار سراسری گزارشی را به مدل های مو اختصاص داده و با نشان دادن نمونه هایی از مدل های مو آنها را به شیطان پرستان، هوی متال، رپ و همجنسبازان منسوب کردند. (11) بنابراین احتمال دستگیری افرادی تحت عناوین عوامل فساد که تعریفی از آن ارائه نشده است وجود دارد و با توجه به سلسله بیانیات مقامات جمهوری اسلامی همجنسگرایان از عوامل فساد معرفی شده اند.

همجنسگرایی یک مکتب، ایدئولوژی، حزب و یا گروه نیست که اساسنامه، مرام نامه و چارچوب خاصی داشته باشد که بتوان به عضویت آن در آمد و برای توسعه ی آن تبلیغات کرد. همجنسگرایی تنها یک گرایش جنسی است و انتخابی هم نیست. اینکه برخی بر این باورند که با استفاده از ابزار تبلیغات دگرجنسگرایان، همجنسگرا می شوند کاملن غلط است. هیچ مدل مو یا لباسی در هیچ کجای دنیا برای همجنسگرایان وجود ندارد و نمی توان با تکیه بر یک عکس یا یک مجله آن مدل ها را نشان همجنسگرایی دانست. اندازه، مدل و حالت لباس و یا مو در قانون جمهوری اسلامی تعیین نشده است و تعریفی از هنجار و یا ناهنجار بودن مدل مو وجود ندارد. طبق گفته ی قاضی مرتضوی زمانی که فردی با این مشخصات به مشاوره "دعوت" می شود با نشان دادن عکس و مجلات خارجی شباهت موی او با همجنس بازان را به او نشان می دهند و این شباهت، دلیل برخورد با آنهاست. آیا آقای مرتضوی مجلات خارجی همجنسگرایان را در حجم بالایی وارد کرده و بین همه ی نیروهای پلیس پخش کرده اند؟ اگر وجود این شباهت جرم محسوب خواهد شد چرا قوه قضائیه و نیروی انتظامی اقدام به انتشار مدل هایی که آن را ناهنجار می دانند، نکرده است تا مردم تعریفی از "بد لباسی" داشته باشند.  باید توجه داشت که انتخاب مدل مو و پوشش یک سلیقه ی شخصی است و همجنسگرایان و غیر همجنسگرایان با اتکا به پوشش شان، شناسایی نمی شوند. امنیت اجتماعی برای مردم است و پلیس باید این امنیت را برای مردم فراهم کرده و با عاملان نا امنی برخورد کند نه خود مردمی که حتی نمی دانند این جمله انگلیسی بر روی لباسشان چه معنایی دارد را دستگیر و مجازات کنند.

باید متذکر شد که احتمال دستگیری و پیگرد همجنسگرایان توسط نیروهای پلیس وجود دارد و همجنسگرایان باید بیش از پیش به امنیت شخصی خود توجه کنند. تا جای امکان برای بارگزاری اطلاعات بر روی اینترنت از کافی نت ها استفاده کنند و مراقب هر گونه ارتباط مشکوکی باشند. چنانچه امکان بارگزاری مطالب از کافی نت ها را ندارند می توانند از دوستان مورد اعتماد خود که در خارچ از کشور زندگی می کنند بخواهند تا در این مورد کمکشان کنند.

 

 

 

---------------------------------------

پا نوشت:

1-       پیام رهبری به مناسبت حج، برگرفته از سایت ایرنا

   http://www2.irna.ir/occasion/haj-rahbar/fa/index.htm

2-       ادوار نیوز

    http://www.advarnews.us/politic/1050.aspx

3-       تایپ شده از روی فایل صوتی سخنرانی

4-       پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی سید علی خامنه ای

http://www.khamenei.ir/FA/Speech/detail.jsp?id=860413A

5-       گفتگوی فرزاد حسنی مجری برنامه ی کوله پشتی با قاضی سعید مرتضوی در شبکه سوم سیما

http://www.iransima.ir/FilmDescription.jsp?IDCode=69545&pCode=0&pType=0&place=search

6-        آقای مرتضوی مثالی از یک تی شرت آوردند و آن را منسوب به همجنسگرایان دانستند و دلیل آن را جمله ی I am object روی آن و معنی من یک مرد مفعول هستم، عنوان کردند. این برداشت معنایی به دلیل آشنا نبودن به زبان انگلیسی است چون Object در زبان انگلیسی دو معنی دارد. یکی به معنی شیئی و دیگری مفعول. جمله ی I am object یعنی من یک شیئی هستم و به هیچ عنوان نمی توان معنی من یک مرد مفعول هستم را از آن استنباط کرد. شاید در ایران نقش های جنسی را با کلمات فاعل و مفعول بیان کنند اما در انگلیسی فاعل و مفعول (Subject, Object) در دستور زبان استفاده می شود و در تفسیر تئوری های زبانی و فلسفی. نمایانگر و توصیف کننده ی نقش جنسی فرد نیست و در اصطلاحات رایج در فرهنگ هوموسکسوالیته در جوامع انگلیسی زبان، از عبارت های دیگری برای این منظور استفاده می شود.

7-       روزنامه ی خبری کیهان

 http://www.kayhannews.ir/860504/15.htm#other1500

8-       کامپیوتر نوت بوک یا لپ تاپ

9-       روزنامه ی خبری کیهان

  http://www.kayhannews.ir/860504/15.htm#other1501

10-   از دقیقه ی 54 تا 58 قسمت دوم مصاحبه در برنامه کوله پشتی

11-    اخبار سراسری شبکه دوم سیمای جمهوری اسلامی ایران ساعت 20:30  در تاریخ ۲۱ مرداد ۱۳۸۶

http://www.iransima.ir/FilmDescription.jsp?IDCode=72725&pCode=37&pType=2007-08-12&place=calendar

 

*  سه شنبه 1386/05/23 ساعت  8:27   | 

 

اسم وبلاگ من "آب بابا داد" بود و بعد به "بابا آب داد؟" تغییر دادم اما هنوز اسم قبل برایم معنی خاصی دارد که گذشتن آن در ذهنم همراه است با بارانی از انگیزه ی نوشتن.

نام وبلاگ را به اصل خود برگرداندم تا هم چنان ببارد.

 

- دو روز بعد -

امروز دو روز از آن تصمیم گذشت. به خاطر رعایت برخی موارد باز ناچار شدم برخلاف میلم نامش را عوض کنم.

 

*  سه شنبه 1386/05/23 ساعت  2:11   | 

 

ب  ا  و  ر 

چطوری؟

آدم چطور می تونه باور کنه/بشه؟

 

*  پنجشنبه 1386/05/18 ساعت  21:14   | 

 

ا  ع  ت  م  ا  د

چطوری؟

آدم به کی می تونه اعتماد کنه؟

 

*  پنجشنبه 1386/05/18 ساعت  21:5   | 

 

چندین جمله از رمان سووشون سیمین دانشور، بدون شرح.

 

... «بیا از نو همان خواهرهائی که بودیم بشویم. یادت هست هردومان بچه بودیم، جشن گرفتیم و آخوند آوردیم و صیغه خواهری خواندیم و نقل روی سرمان ریختند؟» ... «یوسف نی ِ قلیان را گذاشت زیر لبش و گفت:- خودتان هم وضع فعلی را ترجیح می‌دهید. اگر خود شما کمک می‌کردید - شاید کار اسکان به‌جائی می‌رسید. اما عزیزم شما عادت کرده‌اید به‌دوشیدن رعیت‌هایتان. برای شما افرادتان آدم نیستند. با گوسفندهاتان فرقی ندارند. هردو را چکی می‌فروشید.»  ... «بعضی آدم‌ها عین یک گل نایاب هستند، دیگران به‌جلوه‌شان حسد می‌برند. خیال می‌کنند این گل نایاب تمام نیروی زمین را می‌گیرد.»  ... «زری گفت:- حالا دیگه همهٔ شرط و بیع‌ها را هم کرده‌اند. نمی‌شود اسب قزل را بفرستم. چه‌کار کنم؟ عمه آهی کشید و گفت:- حالا دیگر باید برویم زیر درخت چه‌کنم بنشینیم.»  ... «عزت‌الدوله روی یک پتو که چهارتا کرده بودند، در صدر زیرزمین نشسته بود. عذر خواست که نمی‌تواند جلو پایشان برخیزد، چرا که این عرق‌النساء مزمن حتی چله تابستان دست از سرش بر نمی‌دارد.»  ... «یوسف تا چشمش به‌نان افتاد گفت:- گوساله‌ها، چه‌طور دست میرغضبشان را می‌بوسند!»  ... «آن‌روز عصر یک عده انگلیسی که تازه از لندن وارد شده بودند برای دیدار مدرسه، به‌مدرسه می‌آمدند. از صبح کلاس‌ها تعطیل شد تا نظرعلی‌بیگ فراش هندی مدرسه به‌آب و جاروی کلاس‌ها برسد.»  ... «حمله گازانبری مساوی است با تیفوس + قحطی + تقلب در امتحان. ای دیوانه‌های جهان متحد شوید.»  ... «سهراب گفت:- خانم‌زهرا که غریبه نیستند. باید انتقام می‌گرفتیم. تاکی بکِشیم؟ آن عفو عمومی‌شان، که بعد زیرش زدند و چه‌جور هم زیرش زدند. راست آمدند چپ رفتند.»  ... «دوقولوها، مینا و مرجان مثل دوتا گنجشک جیرجیر می‌کردند و دور میز صبحانه می‌پلکیدند. برای به‌دنیا آوردن آن‌ها و برادرشان خسرو بود که زری نذر کرده بود، هرشب جمعه برای زندانی‌ها و دیوانه‌های دارالمجانین نان و خرما ببرد.»  ... «این‌ها که گفتید به‌خوی ما نمی‌خواند. ما آزاد زندگی کرده‌ایم، طبیعت همیشه دم دستمان بوده. در کوه و کمرش که اسب رانده‌ایم، در دشتش که اطراق کرده‌ایم، زیر آسمانش که چادر زده‌ایم. نمی‌شود ما را در خانه زندانی کرد.»  ... «عمه نفرین کرد. نفرین کرد و گفت:- خدایا، چرا مرا لچک به‌سر آفریدی؟ اگر مرد بودم، نشان همه می‌دادم که مردانگی یعنی چه؟»  ... «کاش من‌هم اشک داشتم و جای امنی گیر می‌آوردم و برای همه غریب‌ها و غربت‌زده‌های دنیا گریه می‌کردم. برای همه آن‌ها که به‌تیر ناحق کشته شده‌اند و شبانه دزدکی به‌خاک سپرده می‌شوند.»  ... «نوشته بود که تصمیم دارد از ارتش استعفا بدهد و هرطوری شده با زن و دو پسرش برود سویس، اما ذکری از دویست تومان پولی که از یوسف به‌قرض گرفته بود نکرده بود.»  ... «وای چه ولزاریاتی! بی‌بی‌ام در یک اتاق دودری، روی یک حصیر پاره، روی یک لحاف شرنده جان می‌کند. و از گرما هی می‌گفت سوختم! نه سردابی نه آب خنکی.»  ... « نه‌شام داشتیم نه‌آب. هوا هم بسیار سرد بود و نه‌ راه پس داشتیم و نه می‌توانستیم پیش برویم.»  ...

 

*  شنبه 1386/05/13 ساعت  21:33   | 

 

دست بردم خیس و قرمز شد خون بود

بار اول نبود

 

*  یکشنبه 1386/05/07 ساعت  15:29   |